خرید بک لینک
شغل ثابتی ندارم.شاید این جمله یکم برای الان من زودباشه گفتنش. ولی خب خیلی آزارم میده. منی که شغل ندارم، از دید بقیه همه کارام الکیه..:((( نمیتونم نجوم بخونم، نمیتونم کتابی بخونم، نمیتونم تفریح کنم، چون اینا هیچ کدوم شغل نیست. میگن تو که کاری نداری بیا 2 ساعت مغازه بجا بابات.. : متنفرم از این جمله.

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 16:00

یکشنبه 14 خرداد با مهدی و علی رفتیم دریاچه گهر

خوش گذشت.

صبح ساعت 4 راه افتادیم و رفتیم. 2 ساعت پیاده روی (گمونم 8 کیلومتر) توی کوه و جنگل و رودخونه داشت. ظهر که رسیدیم کباب ماهیچه خوردیم. شب جوجه تا جایی که خفه شدیم. صبح هم کله پاچه. بعد هم برگشت.

خوب بود ولی خب اگه رفیقای دانشگاهم بودن بهتر بهم خوش میگذشت. با این دو تا فرق دارم.

+ راستی اونجا اصلا جای خانوادگی نبود. گوشی آنتن نمیداد. پلیس و مامورای امنیتی نبود.

+ فهمیدم جای دیگه خیلی بیشتر بهم خوش میگذره ...... ؛))

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:00

همه در مورد عشق نوشته اند. استادان و بزرگانی چون حافظ، سعدی، مولوی و.... نمیدونم که آیا همه عشق رو یکسان تجربه می کنند یا اینکه برای افراد مختلف تفاوت داره. دوست دارم جملات خیلی قشنگ بنویسم (مثل: عشق همچون کیمیایی است که مس وجودانسان را زر میکند) ولی خب اونجوری شاید از ته دل منظورمو نرسونم. چیزی که

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:00

خداروشکر که دوستای خوبی دارم. اطرافیانم خیلی خوبن. اگرچه از من دورن ولی بهرحال تأثیر خودشون رو میذارن. اونا هدفهامو بهم یادآوری میکنن. منو به جلو هل میدن. البته دلتنگی براشون همیشه همراهمه ولی نمیدونم اگه نبودن چیکار میکردم.با سعید قرار گذاشتیم 19 هرماه با هم اهداف اون ماه رو مرور کنیم. برای موفقیت

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:27

به سعید قول دادم برای یک ماه برنامه ریزی کنم.

+پیدا کردن ستاره ای مناسب برای رصد در شب تابستانی

+خواندن کتاب درباره زمان به طور کامل

+آموزش مقدمات پروژه Dawn

این اهداف باید تا 19 خرداد عملی بشه.

به امید خدا استارت کار رو میزنم :))))

I'm the BEST

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:27

خیلی لذت بخشه خیلی لذت داره خوشحال کردن کسی که ارزشش رو داره. چی بگم الان من؟ نمیدونم.... ولی این رو باید بنویسم که پنج شنبه 28 اردیبهشت خیلیییییییی روز خوب و فراموش نشدنی برام بود (برای بقیه هم همینطور ). خیلی لذتبخش. البته روز پنج شنبه یه هدیه زیبا هم گرفتم. یه دفتر خیلی زیبا که باید اهدافمو داخ

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:27

بعد از چند هفته شور و نشاط سیاسی، دیروز رفتیم به روحانی رای دادیم. انگار مردم دارن به این بلوغ فکری میرسن که هرکسی اومد با مقدسات و وعده پول و عوام فریبی بخواد رای جمع کنه بهش اعتماد نکنن. امیدوارم. خیلی هامون فقط برای این نکته #تا 1400 با روحانی ، هستیم که رییسی رای نیاره. آری به گفتمان باز سیاسی

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:27

صداقت (truth) همیشه برام یکی از شیرینترین و زیباترین جملات بود.بوووود. امشب یکم از اون شیرینی کم شد... فهمیدم بعضی احساسات باید تو ذهن آدم مسکوت بمونه. فهمیدم بعضی احساساتت برای بقیه منزجر کننده است. تا وقتی طرز نگاهت به یه موضوع خاص با فرد دیگری حتی نزدیکترین فردت فرق میکنه، این میتونه یکم دیگری رو

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 3:27

صفحه بندی